احمد اديب پيشاورى

43

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

هزار خانه و هزار مسجد و در هر مسجد هزار چراغ از طلا و نقره و غيره بوده كه هر شب افروخته ميشد . در نسخهء عجايب العالم مرقوم است كه در عهد سلطان محمود سبكتكين آبادى شهر غزنين به حدى رسيده بود كه دوازده هزار مسجد و مدرسه داشت و صيادان هر روز ده هزار خروار گنجشك براى فروخت در آن خطه مىآوردند . معمورى و آبادى و ازدحام را از اين قياس بايد نمود . جامع فرهنگ مؤيد الفضلا از عجايب البلدان نقل آورده كه سرانديب شهريست بزرگ كه حدى تا ظلمات دارد و حدود يمينش بمطلع آفتاب پيوسته و طرفى تا سرحد هندوستان رسيده و هشتاد محله آباد در آن هست كه هر محل يكفرسنگ عرض و طول دارد . ايضا در نزديكى آن و لب رآىچكنا تهيه پريان نام شهريست از توابع آن و آن معموره آبادان است . مردان آنجا تن بصندل اندايند و خود را بزينت برآرايند زنان جز ستر عورت نپوشند و با همه كس گرم بجوشند و در هفته چند شوهر نمايند و در حين مباشرت مرد را به زير انداخته خود بالا شوند و در وقت محاربه سلاح پوشيده بميدان درآيند و در حرب بر مردان سبقت گيرند . در اقبالنامهء جهانگيرى مرقوم و مندرجست كه راجورا از توابع كشمير منزليست بر سر راه و سكنهء آنجا از